گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 78
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
باب هفتم در تطبيق آفاق و انفس بدانكه مجموع عالم بعضى ظاهر و بعضى باطنست آنچه ظاهر است از عالم افلاكست و عناصر و مواليد و آنچه باطنست عالم عقول و ارواح و نفوس و مردم را نيز ظاهرى هست و باطنى ظاهر چون بدن باطن چون قوتها كه بدان قوتها ادراك اشياء كنند مثل قوه بينائى و شنوائى و گويائى و غيرهم و آنچه حق سبحانه و تعالى فرمود سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ الى آخر مراد از آفاق عالم ظاهر است يعنى عالم اجسام و مراد از انفس عالم باطنست يعنى ارواح و اين آيات نزد محققان نه آياتست كه حق سبحانه و تعالى بموسى عليه السلام داده بودند قوله تعالى وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ ما نيز در اين كتاب همان آيات را بيان كنيم در عالم ظاهر و باطن و عالم ظاهر را ملك خوانيم و عالم باطن را ملكوت اكنون بدانكه اين نه آيات كه در عالم ملك است از آن مجموع يكى افلاكست و چهار عنصر است و يكى ديگر انسان و ديگرى حيوان و ديگرى نبات و ديگرى معادن اين نه آياتست در عالم ملك و همچنين آيات ملكوت يكى از آن جمله نفس كل است و او ملكوت افلاكست